در سیستم برق از سیستم منبع تغذیه DC به عنوان منبع قدرت برای حفاظت رله، دستگاه های خودکار، حلقه های عملیات کنترل و غیره استفاده می شود. این تضمین اساسی برای بهره برداری صحیح از حفاظت رله و دستگاه های خودکار است. مدارشکن DC رایج ترین جزء حفاظتی مورد استفاده در سیستم DC ها و نیروگاه ها است.
شبکه خوراک DC فعلی بیشتر یک ساختار درختی را اتخاذ می کند. به طور کلی، حداقل سه سطح توزیع برق از باتری ذخیره سازی به تجهیزات الکتریکی در ایستگاه می روند. از آنجا که نیروگاه ها و ها بارها و بارهای برق را کنترل می کنند، الزامات بالاتر و بالاتری برای منابع تغذیه DC دارند، مدارشکن های DC الزامات سخت گیرانه تری برای حفاظت از اضافه بار و حفاظت از مدار کوتاه لوازم الکتریکی دارند. اجازه هیچ گونه امتناع یا سوء همکاری را نمی دهد. ، به خصوص جهش سوء عمل، باعث آسیب به تجهیزات قدرت، شکست سیستم، حوادث بزرگ شده، و حتی خاموشی در مقیاس بزرگ، که به طور جدی بهره برداری امن از شبکه برق را به خطر می اندازد. برای جلوگیری از وقوع چنین حوادث سفر سطح پرش، بسیار ضروری است که منحنی مشخصه آمپر-دوم هر مدارشکن DC را در سیستم DC آزمایش کنیم، تجزیه و تحلیل و تعیین کنیم که زمان تریپینگ، پاشش، و مقاومت داخلی مدارشکن تحت جریان های مختلف کوتاه مدار ناهماهنگ است. و هماهنگی انتخاب سطح حفاظت، به طوری که برای بررسی اینکه آیا هماهنگی اختلاف سطح بین مدارشکن های بالا و پایین سیستم DC معقول است. بنابراین انجام تست مشخصه مدارشکن DC بسیار مهم است.
می تواند ویژگی های آمپر-دوم مدارشکن را با حداکثر امتیاز جریان ۱۰A فراهم کند، و در زمان خطرات پنهان سیستم DC مانند پاشش و مقاومت داخلی مدارشکن سیستم DC، و انتخاب نامعقول سطح حفاظت را کشف کند. سوء عمل فراهم می کند یک پایه قابل اعتماد برای هماهنگی اختلاف سطح بین مدار شکن بالا و پایین سیستم DC، و تضمین بهره برداری امن از سیستم DC.
ویژگی های آمپر:
عمل فیوز با فیوز کردن مذاب تحقق می گیرد. فیوز ویژگی بسیار آشکاری دارد که ویژگی آمپر-دوم است.
برای مذاب، ویژگی های جریان عملیاتی و زمان عملیاتی آن ویژگی های آمپر-دوم فیوز هستند که ویژگی های تأخیر زمانی معکوس نیز نامیده می شوند، به این صورت است: وقتی جریان اضافه بار کوچک باشد، زمان فیوز طولانی است؛ هنگامی که جریان اضافه بار بزرگ است، زمان فیوز کوتاه است.
برای درک ویژگی های آمپر-دوم، از قانون جول می توانیم ببینیم که Q=I2*R*T. در مدار سری، مقدار R فیوز اساساً بدون تغییر است، و تولید گرما متناسب با مربع جریان I است، و متناسب با زمان گرمایش T متناسب است، به این صورت که: وقتی جریان بزرگ باشد، زمان مورد نیاز برای مذاب به فیوز کوتاه تر است. هنگامی که جریان کوچک است، زمان مورد نیاز برای ذوب به فیوز طولانی تر است. حتی اگر میزان تجمع گرما کمتر از میزان انتشار حرارت باشد، دمای فیوز تا نقطه ذوب بالا نخواهد رفت و فیوز حتی دمیده نخواهد شد. بنابراین، در محدوده خاصی از جریان اضافه بار، هنگامی که جریان به حالت عادی برمی گردد، فیوز دمیده نخواهد شد و می تواند به طور مداوم مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین هر مذاب دارای حداقل جریان ذوب است. متناظر با دماهای مختلف، حداقل جریان ذوب نیز متفاوت است.
